در دوره قاجاريه ما شاهد رويكردي جديد نسبت به پزشكي و بهداشت در سير تحولات اجتماعي ايران مي باشيم كه در برخي موارد از طريق تاسيس نهادهايي نظير مدرسه دارالفنون اين تحولات شتاب بيشتري به خود مي گرفت اما در عين حال با توجه به چالش هاي فراواني كه ناشي از گفتمان سنتي در برابر اين رويكرد نوپا به وقوع مي پيوست، روند تحول خواهي در عرصه هاي علمي با مشكلات جدي مواجه مي گرديد به خصوص آنكه تحولات علمي و نوانديشانه در دوره قاجاريه عمدتا در ميان طيف انگشت شماري از نخبگان فكري و سياسي در جريان بود.

حال اين نوشتار مي كوشد تا بخش اندكي از موانع موجود بر سر راه تحولات بهداشتي و پزشكي در ايران دوره قاجاريه را از نگاه اسناد به دست آمده مورد بازيابي قرار دهد. موانعي كه از جانب فرهنگ سنتي عموم مردم، طبيبان سنتي و حكام محلي در تقابل با رويكرد پزشكي مدرن ايجاد مي گرديد و اين محدوديت ها، روند نوخواهي در عرصه هاي علمي را كندتر مي نمود. همچنين لازم به ذكر است در تاليفي (در دست چاپ) از نگارنده همين مقاله، تحولات پزشكي در ايران دوره قاجاريه با تفصيل بيشتري مورد بررسي قرار گرفته است.